به گزارش شهرآرانیوز؛ ساخت و ساز پروژه مسکونی در خیابان فردوسی که آغاز شد، چیزی به جز دردسر برای ساکنان محل نداشت. شهروندانی که مزاحمت تمام مراحل ساخت وساز از گودبرداری گرفته تا ایزوگام پشت بام را تحمل کردند، اما سروصداهای سحرگاهی، کاسه صبر آنها را لبریز کرد و سبب اعتراض آنها به مالک پروژه شد. اما پیمانکار و کارگران این ساختمان به همسایهها گفتند که در طول شب کار نمیکنند و این مزاحمتها به خاطر حضور و فعالیت یک یا چند سارق بوده است.
مالک ساختمان برای تأمین امنیت پروژه، اقدام به نصب چندین دوربین مداربسته و استخدام نگهبان کرد، اما باز هم طی چند مرحله از ملکش سرقت شد. کار پروژه که به اتمام رسید، نگهبان هم اخراج شد. هنوز یک روز از اخراج نگهبان نگذشته بود که ساعت ۴:۳۰ بامداد، دوباره بلندشدن سروصدا از ساختمان در حال ساخت، سبب بیدارشدن همسایگان مجاور شد.
همسایهها بدون فوت وقت با مالک پروژه و پلیس تماس گرفتند و از حضور سارق یا سارقان گزارش کردند. به دنبال این خبر، سرهنگ ابراهیم خواجه پور، رئیس کلانتری سجاد که در جریان سرقت از این پروژه بود، با صدور دستوری فوری تیمی از مأموران دایره تجسس کلانتری را به محل اعزام کرد.
خلوتی خیابان در آن ساعت کمک کرد تا چند دقیقه پس از گزارش حضور یک پیرمرد غریبه در خانهای مسکونی، مأموران کلانتری سجاد به ملک مورد نظر رسیدند. دقایقی پس از حضور مأموران در محل، مالک ساختمان رسید. با حضور صاحب ملک، مأموران به آرامی وارد ساختمان شدند و با دنبال کردن سروصدا از پلکان بالا رفتند. با ورود مأموران به طبقه دوم، آنها با پیرمردی روبه رو شدند که مشغول جمع آوری اموال ساختمان از گوشه وکنار بود. پیرمردی شصتوشش ساله که حین جداکردن یک در آلومینیومی چشمش به مأموران افتاد.
پیرمرد با دیدن مأموران، رنگ از چهره اش پرید. آب دهانش را قورت داد و با صدایی لرزان ضمن خوش آمد گویی به مأموران، خودش را ابتدا مالک ساختمان معرفی کرد، اما بعد جمله اش را تغییر داد و گفت که اینجا ساختمان دامادش است و او اینجا، هم نگهبان است و هم کار میکند. بعد هم از مأموران پرسید به چه دلیلی وارد این ساختمان شد هاند.
ادعاهای پیرمرد سبب خنده مالک ساختمان شد. او با طعنه به این پیرمرد گفت که این ساختمان من است؟! پیرمرد با نگاه به اطرافش به دنبال راه فراری گشت، اما راه گریزی پیدا نکرد و دستگیر شد. مأموران پس از دستگیری متهم، در بازرسی از محل با انبوهی از اموالی روبه رو شدند که این متهم شصتوشش ساله از گوشه و کنار ملک جمع آوری کرده بود. اموالی که مالک ساختمان مدعی بود متهم بارها مشابه این اموال را از او سرقت کرده است.
مأموران، متهم را به مقر پلیس منتقل کردند. در همین فاصله، پیرمرد انگار فرصت کرد داستان دیگری بسازد. او پس از حضور در کلانتری سجاد مدعی شد: من در خیابان راه میرفتم که یک جوان به سراغم آمد و گفت برای کار به من کمک میکنی؟ بعد هم وعده داد تا به ازای جابه جایی وسایل به من ۲ میلیون تومان بدهد. من هم برای کمک و کار وارد ساختمان شدم و مشغول جمع کردن وسایل بودم که دیدم این مرد جوان یکهو غیبش زد و شما رسیدید.
متهم همچنان مشغول داستان سرایی بود که مالک ساختمان به همراه یک فلش حاوی تصاویر دوربینهای مداربسته وارد مقر پلیس شد. شاکی، ضمن ارائه این فلش به مأموران، مدعی شد از روزی که این پروژه ساختمانی شروع شده، متهم بارها برای سرقت وارد ساختمان درحال ساخت او شده است.
مأموران که از مجرم بودن متهم یقین داشتند به بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته نشستند. تصاویری که متهم را در بازههای زمانی مختلف نشان میداد که برای سرقت وارد این پروژه ساختمانی شده و مانند یک سارق جوان، شروع به سرقت و خارج کردن اموال این ساختمان میکند. متهم با دیدن این فیلم، تمامی ادعاهایش را پس گرفت و شروع به دل جویی از شاکی کرد. او خودش را پیرمردی معرفی کرد که چندین فرزند و نوه دارد. نوههایی که پیرمرد با اشاره به آنها از شاکی خواست او را ببخشد و از شکایت صرف نظر کند.
متهم برای گرفتن رضایت از شاکی همچنان تلاش میکرد که در بررسی سوابق متهم، مشخص شد که این پیرمرد بسیار پرحاشیه است و بارها به اتهام سرقتهای مختلف دستگیر شده و به زندان رفته است. سوابقی که صدای پیرمرد را کوتاه کرد. متهم با تکمیل پروژه به دادسرا منتقل شد.